خواستگارهای کوهی !

دختر تنها ! از تنهایی خسته شده بود از طرفی دوست داشت هر چه زودتر ازدوج کنه برای همین از دوستش خواست راهنمایی اش کنه

دوستش میگه : من هم تنهام ، بیا با هم بریم کوه ، چون شنیدم خیلی از مردهای آماده ازدواج و تنها برای پیدا کردن زن میرن کوه ...

اون دو تا میرن کوه
در بالای یه صخره کوه
جایی که اون دو تا هیچ کسی رو نمی بینن
تصمیم می گیرن داد بزنن
و حرف دلشون رو به کوه بگن :
- با من ازدواج می کنی ؟
.
.
.و بعدش شنیدن

…… ﺑـــــــــــــــــــﺎ ﻣـــــــــــــــــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــــﯿﮑﻨـــــــــــــﯽ؟
.
ﺑــــــﺎ ﻣــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــﯿﮑﻨـــــــــــﯽ؟
.
ﺑـــﺎ ﻣــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣــــﯿﮑﻨـــــــﯼ؟
.
ﺑـﺎ ﻣــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــﯿﮑﻨــﯽ؟
.
ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

یه نگاهی به هم انداختند
لپ هاشون گل انداخته بود چون ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ پذیرفتن ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ
در حالی که از صخره پایین می اومدن گفتند نه ما می خواهیم درس بخونیم ....

 

/ 63 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

اخه نمی تونم بی خود 25 صدم درصد بهت تخفیف بدم که این تخفیفه به خاطر اون مغز هایی که برام می شکو نی[چشمک]

سارا

چون کنکوری هر روز تمی گیری؟ سر سرفره افطار مارو هم دعا کن یادت نره ها[قلب]

سارا

چشم حتما به یادتم ان شا الله که هیچ وقت دندون درد نگیری که گذرت به مطب من بی افته عزیزم[قلب]

بچه های سوم مریم

سلام اومدم واسه خداحافظی! دلیل خداحافیه من اینه که شکست عشقی خوردم مثه دفه قبل... یادته آقا بهنام که من شکست عشقی خوردم مثلا میخواستی کمکم کنی؟ یادش بخیررررر... دارم برمی گردم به حصار تنهاییم! خداحافظ دوستان[ناراحت]

بچه های سوم مریم

میتوانی بروی قصه و رویا بشوی راهیه دورتذین گوشه ی دنیا بشوی منو تو مثل دوتا رود موازی بودیم منکه مرداب شدم کاش تو دریا بشوی... نمیخوام دیگه هیچوقت هیچ دوستی داشته باشم چون بازم بعضیا ازم میگیرنشون(منظور پدرو مادر گرامین) شما دوستای خوبی بودین دلم واسه همتون تنگ میشه بای!

سارا

خواهش می کنم زهرا جون چرا نمی زارن با کسی دوست باشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بهنام خان اپت چیس شد پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[عصبانی]

بچه های سوم مریم

میگن دوست ناباب زیاد هست جالب اینجاست که حتی نمیذارن با دوستایی که رفت و آمد با من دارن زیاد دوست باشم الان کلا هیچ دوستی ندارم دیشب کلی افسردگی گرفتم...

نرجس

هر صبح می نشاند آوای دریا بر ساحل چشمانت موج نگاهم را سیراب می شود دل بی قرارم در باران آرامش آغوشت نفس های تو پر است از هوای عاشقی نزدیک تر بیا می خواهم کمی خوشبخت شوم ( عسل اصغرپور )

نرجس

الهی توفیقم ده پیش از طلب همدردی ، همدردی کنم. پیش از آنکه مرا به فهمند ، دیگران را درک کنم. پیش از آنکه دوستم به دارند ، دوست به دارم. زیرا در عطا کردن است که می ستایی